CloseMaximizeMinimize تبلیغات سیستم
گیتار عشق
جستجو | جستجو در مطالب گیتار عشق

براي جستجو کافيست کل يا قسمتي از عبارت مورد نظر خود را وارد نماييد و بروي دکمه جستجو کليک کنيد

FloatingBlog Change Font
 
     
گزيده اي از : گیتار عشق
افعال بي‌قاعده | فهرست افعال نامنظم

فهرست افعال بي‌قاعده :نامنظم

در جدول زير مهمترين و رايجترين افعال بي‌قاعده به همراه معني آنها آورده شده است. بديهي است تعداد افعال ياد شده بيشتر از اين مقدار است، اما چون يادگيري آنها براي زبان‌آموزان چندان الزامي نيست، از ذکر آنها خودداري شده است.

مصدر

گذشته ساده

اسم مفعول

معاني اصلي

arise

arose

arisen

برخاستن، بلند شدن، رخ دادن

awake

awoke

awoken

بيدار کردن، بيدار شدن

be

was, were

been

بودن، وجود داشتن

beat

beat

beaten

زدن، شکست دادن

become

became

become

شدن، درخور بودن

begin

began

begun

آغاز کردن، آغاز شدن

bend

bent

bent

خم کردن، خم شدن

bet

bet

bet

شرط بستن

bid

bid

bid

پيشنهاد دادن

bite

bit

bitten

گاز گرفتن

blow

blew

blown

دميدن، وزيدن

break

broke

broken

شکستن، قطع کردن

bring

brought

brought

آوردن، موجب شدن

broadcast

broadcast

broadcast

منتشر کردن، اشاعه دادن

build

built

built

ساختن، بنا کردن

burn

burned/burnt

burned/burnt

سوختن، سوزاندن

buy

bought

bought

خريدن

catch

caught

caught

گرفتن، بدست آوردن

choose

chose

chosen

انتخاب کردن، گزيدن

come

came

come

آمدن، رسيدن

cost

cost

cost

ارزيدن، ارزش داشتن

cut

cut

cut

بريدن، زدن، چيدن

deal dealt dealt معامله کردن، رفتار کردن

dig

dug

dug

کندن، حفر کردن، کاوش کردن

do

did

done

انجام دادن، (عمل) کردن

draw

drew

drawn

کشيدن، ترسيم کردن

dream

dreamed/dreamt

dreamed/dreamt

خواب ديدن، رويا ديدن

drink

drank

drunk

آشاميدن

drive

drove

driven

راندن، بردن

eat

ate

eaten

خوردن

fall

fell

fallen

افتادن، پايين آمدن

feel

felt

felt

احساس کردن، لمس کردن

fight

fought

fought

جنگ کردن، نزاع کردن

find

found

found

پيدا کردن

fly

flew

flown

پرواز کردن

forget

forgot

forgotten

فراموش کردن

forgive

forgave

forgiven

بخشيدن، عفو کردن

freeze

froze

frozen

منجمد شدن، يخ بستن

get

got

gotten

گرفتن، بدست آوردن

give

gave

given

بخشيدن، دادن (به)

go

went

gone

رفتن، رهسپار شدن

grow

grew

grown

رشد کردن، بزرگ شدن، روئيدن

hang

hung

hung

آويختن، آويزان کردن، به دار آويختن

have

had

had

داشتن

hear

heard

heard

شنيدن

hide

hid

hidden

پنهان کردن، پنهان شدن

hit

hit

hit

زدن، خوردن به

hold

held

held

نگهداشتن، گرفتن

hurt

hurt

hurt

آزردن، آسيب زدن (به)

keep

kept

kept

نگاه داشتن، محافظت کردن

know

knew

known

دانستن

lay

laid

laid

گذاشتن، نهادن، نصب کردن

lead

led

led

رهبري کردن، بردن، هدايت کردن

learn

learned/learnt

learned/learnt

آموختن، ياد گرفتن

leave

left

left

ترک کردن، واگذاردن

lend

lent

lent

وام دادن، قرض دادن

let

let

let

گذاشتن، اجازه دادن

lie

lay

lain

دراز کشيدن

lose

lost

lost

گم کردن، از دست دادن

make

made

made

درست کردن، ساختن

mean

meant

meant

معني دادن

meet

met

met

ملاقات کردن، مواجه شدن (با)

pay

paid

paid

پرداختن، پول (چيزي را) دادن

put

put

put

گذاشتن

read /ri:d/

read /red/

read /red/

خواندن

ride

rode

ridden

سوار شدن، سواري کردن

ring

rang

rung

زنگ زدن

rise

rose

risen

برخواستن، بالا رفتن، طلوع کردن

run

ran

run

دويدن، روان شدن، گريختن

say

said

said

گفتن

see

saw

seen

ديدن

sell

sold

sold

فروختن، به فروش رفتن

send

sent

sent

فرستادن

shoot

shot

shot تير يا گلوله زدن (به)، تيراندازي کردن

show

showed

showed/shown

نشان دادن

shut

shut

shut

بستن، بسته شدن

sing

sang

sung

(آواز) خواندن

sink

sank

sunk

غرق شدن

sit

sat

sat

نشستن، نشاندن

sleep

slept

slept

خوابيدن

speak

spoke

spoken

صحبت کردن، حرف زدن

spend

spent

spent

خرج کردن

stand

stood

stood

ايستادن، تحمل کردن

swim

swam

swum

شنا کردن

take

took

taken

گرفتن، بردن، خوردن برداشتن

teach

taught

taught

آموختن، ياد دادن

tear

tore

torn

پاره کردن، پاره شدن

tell

told

told

گفتن

think

thought

thought

فکر کردن، گمان کردن

throw

threw

thrown

پرت کردن، انداختن

understand

understood

understood

فهميدن

wake

woke

woken

بيدار کردن، بيدار شدن

wear

wore

worn

پوشيدن، بر تن داشتن

win

won

won

پيروز شدن، بردن

write

wrote

written

نوشتن

 



مطالب مرتبط :
افعال مجهول (the passive voice)
افعال کمکی

برچسبها : افعال - بی‌قاعده
نوشته شده توسط در یکشنبه 15 فروردین 1389 ساعت 00:40
(Question Tags) | ضمايم پرسشي (isn't it? et

ضمايم پرسشي (Question Tags)

ضمايم پرسشي پرسشهاي کوتاهي هستند که به انتهاي يک جمله (در انگليسي محاوره‌اي) افزوده مي‌شوند.

به جملات زير دقت کنيد:

  • You are a teacher, aren't you?
      (شما يك معلم هستيد، اينطور نيست؟)

  • Farhad works hard, doesn't he?
     
    (فرهاد سخت کار مي‌کند، اينطور نيست؟)

در مثالهاي بالا aren't you و doesn't he ضمايم پرسشي هستند.

 

قواعد ساختن ضمايم پرسشي

1- ضمايم پرسشي از دو کلمه ساخته مي‌شوند: يک ضمير فاعلي پس از يک فعل کمکي:

جمله اصلي           

+ ضميمه پرسشي
Tom is a student,  isn't   he?
 

فعل
کمکي

  ضمير
 فاعلي


2- فاعل آن با فاعل جمله اصلي مطابقت مي‌کند:

  • Jim plays football, doesn't he?

  • The students will be arriving soon, won't they?

 

3- فعل کمکي آن با فعل کمکي جمله اصلي مطابقت مي‌کند، با اين تفاوت که:

الف- اگر جمله اصلي مثبت باشد، «ضميمه پرسشي» منفي، و اگر جمله اصلي منفي باشد «ضميمه پرسشي» مثبت خواهد بود.

  • It wasn't an interesting film, was it?

  • They will finish their job, won't they?

  • You wouldn't tell anyone, would you?

ب- اگر هيچ نوع فعل کمکي در جمله اصلي وجود نداشت از does، do و يا did (با توجه به زمان جمله) استفاده مي‌کنيم:

  • She plays the piano, doesn't she?

  • You look well today, don't you?

  • You sold your car, didn't you?



برچسبها : question - tags
نوشته شده توسط در یکشنبه 15 فروردین 1389 ساعت 00:38
قيدها | قيدها

قيدها

از قيدها براي اضافه کـردن اطلاعاتي بـه يک عبارت استفاده مي‌شود. همچنين قيدها مي‌توانند به يک کلمه ديگر از جمله به يک صفت يـا قيد ديگر نيز اطلاعاتي اضـافه کننـد کـه در ايـن صورت معرف (modifier) ناميده مي‌شوند.

 

انواع قيد

قيود اقسام مختلفي دارند که در اينجا به پنج نوع متداول آنها اشاره مي‌شود:

1- قيد حالت:

well, how, quickly, slowly, hard, fast, angrily, ...

  • The children are playing happily.
    (بچه‌ها دارند با خوشحالي بازي مي‌کنند)

  • Snails crawl very slowly.
    (حلزونها خیلی به آرامی می‌خزند)

2- قيد مکان:

up, down, there, here, above, below, near, ...

  • How long have you been waiting here?
    (شما چه مدتي اينجا منتظر بوده‌ايد؟)

3- قيد زمان:

today, yet, still, recently, soon, now, then, ...

  • You can stay with us until then.
    (تا آن موقع مي‌توانيد با ما بمانيد)

4- قيد مقدار:

very, too, so, quite, much, rather, ...

  • They are not really my parents.
    (آنها واقعاً والدين من نيستند)

5- قيد تکرار:

twice, sometimes, often, always, never, ...

  • Sometimes I write to him.     
    (گاهي به او نامه مي‌نويسم)

 

جاي قيدها

سه جا يا مکان اصلي براي قيدها وجود دارد:

1- در ابتداي عبارت (قبل از فاعل) (ابتدايي)
 

قيد فاعل عبارت فعلي + ...
Sometimes she arrives late.

2- در ميانه جمله (مياني):

الف) بعد از اولين فعل معين:
 

فاعل اولين فعل معين قيد بقيه عبارت فعلي + ...
She has always arrived late.

 

 

ب) پس از فعل be:
 

فاعل BE قيد + ...
She is always late.

ج) اگر فعل معيني وجود ندارد، قبل از فعل مسندي (قابل صرف):
 

فاعل قيد فعل مسندي + ...
She sometimes arrives late.

 

3- در انتهاي عبارت (پاياني):
 

فاعل عبارت فعلي +... قيد
She arrives late sometimes.

 

در جدول زير متداولترين مکان قيدها در جملات نشان داده شده است:
 

نوع قيد مکان قيد مثال
حالت پاياني

He never drives fast.

مکان پاياني We can stay there.
زمان پاياني I'll see you tomorrow.
مقدار مياني This book is rather boring.
تکرار مياني I have never seen him before.

 

 

 

 

گاهي اوقات ممکن است بيش از يک نوع قيد در انتهاي جمله ظاهر شود. در اين صورت معمولاً ترتيب قرارگيري آنها در جمله بدين صورت خواهد بود:
1- قيد حالت 2- قيد مکان 3- قيد زمان
مثال:
  • You are driving too fast today. (به ترتيب قيود حالت و زمان)

  • Sit quietly here. (به ترتيب قيود حالت و مکان)

 

ساختار قيد

از لحاظ فرم و ساختار مي‌توان قيدها را به سه دسته طبقه بندي کرد:

1- قيدهايي که با اضافه کردن ly به يک صفت ساخته مي‌شوند، مانند:

slow → slowly
brave → bravely
quick → quickly

2- قيدهايي که همان ساختار صفات را دارا هستند، يعني هم مي‌توانند به صورت قيد به کار روند و هم به صورت صفت. برخي از مهمترين آنها عبارتند از:

just, well, right, far, forward, early, hard, straight, pretty, little, fast, late, left, backward, deep, direct, near, wrong

3- قيودي که اصلاً ارتباطي با صفات ندارند. مانند:

so, now, very, there, here, too, as, quite

 

چند نکته املايي

گفتيم که بسياري از قيدها با اضافه شدن ly به يک صفت ساخته مي‌شوند. اما هميشه به اين سادگي نيست:

1- y در انتهاي کلمه به i تبديل مي‌شود:

gay → gaily

2- e در انتهاي کلمه همچنان باقي مي‌ماند:

strange → strangely

ولي چند استثنا وجود دارد:

true → truly
due → duly
whole → wholly

3- در صفاتي که به able يا ible ختم مي‌شوند، e در انتهاي کلمه حذف مي‌شود و y جاي آن را مي‌گيرد:

probable → probably
possible → possibly

4- صفاتي که به يک حرف با صدا و يک L ختم مي‌شوند، طبق روش معمول ly مي‌گيرند:

actual → actually
general → generally



برچسبها : قیدها
نوشته شده توسط در یکشنبه 15 فروردین 1389 ساعت 00:31
صفات | صفات

صفات

صفات کلماتي هستند که کيفيت و چگونگي افراد، اشياء، مکانها و ... را بيان مي‌کنند. صفت تنها يک حالت دارد؛ يعني اينکه با اسم مفرد يا جمع، مذکر يا مؤنث بطور يکسان بکار مي‌رود:

a young man/woman

young men/women

اما تنها موارد استثناء، صفات this و that مي‌باشند که پيش از اسامي جمع به these و those تبديل مي‌شوند:

this book - those books,  that boy - those boys

 

مکان صفات

صفت‌ها مي‌توانند در موقعيت‌ها و جاهاي مختلفي در يک جمله ظاهر شوند که در زير به مهمترين اين موقعيت‌ها اشاره مي‌شود:

1- قبل از يک اسم:

a good man, an old car, the green carpet

گاهي بيش از يک صفت، اسمي را توصيف مي‌کنند:

a good young man,  the beautiful green carpet

 

2- پس از فعل be:

  • You are beautiful.

  • She is fat.

  • The bus is late.

بجز فعل be، افعال ديگري نيز مانند seem، look، become و stay مي‌توانند قبل از صفت قرار بگيرند:

  • It looks interesting. (جالب به نظر مي‌رسد.)

  • It is becoming sunny. (هوا دارد آفتابي مي‌شود.)

3- پس از the، که در اين صورت کلمه اصلي يک عبارت اسمي محسوب مي‌شود:

the young جوانان

the old پيران

the dead مردگان

the English انگليسي‌ها

(براي کسب اطلاعات بيشتر به موارد کاربرد حرف تعريف معين (the) مراجعه کنيد.)

4-بعد از برخي افعال، يک صفت مي‌تواند به دنبال مفعول بيايد:

 

صفت

مفعول

فعل

فاعل

secret. her past kept She mad. me is driving The noise lucky. myself consider I angry. him made Her behaviour

 

ترتيب صفات

مي‌دانيم که صفت‌ها معمولاً قبل از اسم مي‌آيند، اما اگر بيش از يک صفت اسمي را توصيف کنند، در اينصورت صفتها معمولاً به ترتيب خاصي قرار مي‌گيرند. هر چند ترتيب قرار گيري صفت‌ها پيش از يک اسم هميشه ثابت نيست، اما جدول زير به شما کمک مي‌کند تا نحوه‌ی جاگيري کلي آنها را ياد بگيريد:

 

 

6

جنس

5

مليت

4

رنگ

3

سن

2

اندازه

1

بيان عقيده يا احساس

 

flower     yellow     beautiful a nurse   Indian   young   handsome that tables wooden       big   those cat   Persian white old     an

 

صفات تفضيلي و عالي

بيشتر صفت‌ها مي‌توانند هر دو حالت تفضيلي (با افزودن -er يا more) و عالي (با افزودن -est يا most) را داشته باشند. در ادامه نحوه ساخت هر دو حالت را خواهيد آموخت.

 

 

تفضيلي

عالي

large بزرگ

larger بزرگتر the largest بزرگترين

tall بلند

taller بلندتر the tallest بلندترين

beautiful زيبا

more beautiful زيباتر the most beautiful زيباترين

 

1- نحوه ساخت صفات تفضيلي:

الف- با افزودن -er به انتهاي صفات يک هجايي:

old, older

bright, brighter

ب- با افزودن more به ابتداي صفات چند هجايي:

difficult, more difficult

interesting, more interesting

2- نحوه ساخت صفات عالي:

الف- با افزودن -est به انتهاي صفات يک هجايي

old, oldest

bright, brightest

ب- با افزودن the most به ابتداي صفات چند هجايي:

difficult, the most difficult

interesting, the most interesting

 

صفات نامنظم

 

 

تفضيلي

عالي

good

better the best

bad

worse the worst

far

further the furthest

little

less

the least

many

more

the most

much

more

the most

old

older/elder

the oldest/eldest

 

چند نکته املايي

1- صفاتي که به y ختم مي‌شوند، حتي اگر چند هجايي باشند نيز از همان قواعدي استفاده مي‌کنند که براي صفات يک هجايي بکار مي‌روند، اما بايد توجه داشته باشيد که در اينصورت موقع اضافه کردن er و est،‌ اy به i تبديل مي‌شود:

pretty, prettier, prettiest

happy, happier, happiest

funny, funnier, funniest

2- هنگام اضافه کردن er يا est به انتهاي صفات يک هجايي که داراي يک حرف با صدا هستند و به يک حرف بي‌صدا ختم مي‌شوند (مانند big)، حرف بي‌صداي آخر تکرار مي‌شود:

big, bigger, biggest

sad, sadder, saddest

hot, hotter, hottest

fat, fatter fattest

ولي اگـر صفتي داراي بيش از يـک حرف صدادار بود، در ايـن صـورت حرف بي‌صداي آخر تکـرار نمي‌شود:

great, greater, greatest

3- صفاتي که به e ختم مي‌شوند، هنگام اضافه کردن er يا est، اe خود را از دست مي‌دهند:

blue, bluer, bluest

large, larger, largest

strange, stranger, strangest

 

مقايسه

1- صفت قياسي همتراز: براي مقايسه افراد، مکان‌ها، اشياء و ...، وقتيکه هيچ تفاوتي ميان آنها وجود نداشته باشد از ساختارهاي زير استفاده مي‌کنيم:

 

as + صفت + as

مثبت:

 

 

not as + صفت + as
not so + صفت + as

منفي:

  • I'm as happy as you. (من به اندازه تو خوشحال هستم.)

  • Farhad is almost as tall as his father. (فرهاد تقريباً به بلندي پدرش است.)

  • Our house is not as expensive as your house. (خانه ما به گراني خانه شما نيست.)

  • A cheetah is not so dangerous as a lion.(يوزپلنگ به اندازه شير خطرناک نيست.)

 

2- صفت قياسي تفضيلي: براي مقايسه دو شخص، دو چيز و ... از صفت تفضيلي به همراه کلمه than استفاده مي‌شود:

 

  • She looks younger than my mother.
    (از مادرم جوانتر به نظر مي‌رسد.)

  • I think writing is easier than speaking.
    (گمان مي‌کنم نوشتن از صحبت کردن راحت‌تر است.)

  • The man on the right is taller than the man on the left.
    (مرد سمت راستی از مرد سمت چپی بلندتر است.)

2- صفت قياسي عالي: براي مقايسه بيش از دو شخص يا دو چيز از صفت عالي استفاده مي‌شود:

  • He's the oldest teacher in our school.
    (او مسن ترين معلم مدرسه ماست.)

  • It must be the most expensive car in the world.
    (اين بايد گرانترين اتومبيل جهان باشد.)



برچسبها : صفات
نوشته شده توسط در یکشنبه 15 فروردین 1389 ساعت 00:30
افعال کمکی | افعال کمکی (معین)

افعال کمکی (معین)

افعال کمکی یا معین  (auxiliary verbs) معمولاً قبل از یک فعل دیگر (فعل اصلی) در جمله قرار می‌گیرند و کارشان کمک به فعل اصلی جمله در تشکیل عبارات فعلی می‌باشد.

افعال کمکی را می‌توان به دو دسته تقسیم نمود:
 

افعال کمکی اصلی

be, have, do

افعال کمکی وجهی

must
ought to
used to

shall
should

may
might

can
could

will
would

 

ویژگیهای افعال کمکی

الف) افعال کمکی اصلی

حالت سوم شخص مفرد (-s form)، گذشته ساده و اسم مفعول (قسمت سوم فعل) آنها نامنظم (بی قاعده) است:
 

past participle past tense -s form

 

be:

have:

do:

been

had

done

was / were

had

did

is

has

does

ب) افعال کمکی وجهی

1- در حالت سوم شخص مفرد (بر خلاف افعال معمولی) -s نمی‌گیرند:

  • She can play the piano quite well. (not: She cans ...)

  • He must work harder. (not: He musts ...)


2- در جملات پرسشی و منفی، از فعل کمکی دیگری استفاده نمی‌کنند:

  • What would you buy if you won the lottery?
    (not: What did you would buy ...)

3- هیچگاه to بعد از آنها قرار نمی‌گیرد (به استثنای ought to و used to):

  • You should phone the police immediately. (not: you should to phone ...)

4- هیچگاه -ed یا -ing نمی‌گیرند:

 musting, musted

5- هیچگاه با همدیگر به کار برده نمی‌شوند:

  • I might could wash the car.

 

قابلیت های مختلف افعال کمکی

1- برای منفی کردن یک جمله کافی است پس از فعل کمکی، not اضافه کنید و یا از حالت مخفف آن استفاده کنید:

 She will come → She will not (won't) come.

2- برای پرسشی کردن یک جمله، فعل کمکی را قبل از فاعل جمله قرار دهید:

 She will come → Will she come?

3- گاهی می‌توان فعل اصلی پس از فعل کمکی را حذف کرد به شرط آنکه معنی آن (با توجه به شرایط) واضح باشد:

  • 'Will she come tonight?' 'No, she can't.' (='she can't come.')

  • 'I've never been to China. Have you?'



مطالب مرتبط :
افعال مجهول (the passive voice)

برچسبها : افعال - کمکی
نوشته شده توسط در یکشنبه 15 فروردین 1389 ساعت 00:25
(the passive voice) | افعال مجهول

افعال مجهول (the passive voice)

 

در جملات معلوم (active)، فاعل به عامل يا کننده عمل فعل دلالت دارد. در واقع ما از افعال معلوم براي بيان اينکه فاعل چه کاري را انجام دهد استفاده مي‌کنيم. به اين مثالها توجه کنيد:

  • The dog chased the cat. (سگ گربه را دنبال کرد)

  • My father built this house in 1960. (پدرم اين خانه را در سال 1960 ساخت)

ولي جملات مجهول (passive) به ما اين اجازه را مي‌دهند که کسي يا چيزي را که کننده يا انجام دهنده عملي نيست (غير عامل) در جاي فاعل قرار دهيم. در واقع از افعال مجهول براي بيان اينکه چه عملي بر روي فاعل اتفاق مي‌افتد، استفاده مي‌شود:

 

 

 

  • The cat was chased by the dog. (گربه توسط سگ دنبال شد)

  • This house was built in 1960. (اين خانه در سال 1960 ساخته شد)

هنگام استفاده از حالت مجهول، توجه داشته باشيد که در اغلب موارد اينکه چه کسي يا چه چيزي عمل را انجام مي‌دهد نا معلوم يا بي‌اهميت است. مثلاً در جمله زير اينکه چه کسي اتاق را تميز مي‌کند براي گوينده اهميتي ندارد:

  • This room is cleaned every day. (اين اتاق هر روز تميز مي‌شود)

ولي اگر بخواهيم بيان کنيم که چه کسي (يا چه چيزي) آن عمل را انجام داده است، در اين صورت بايد از حرف اضافه by استفاده کنيم:

 
  • This house was built by my father.
     
    (اين خانه توسط پدرم ساخته شد)

  • This picture was painted by a great painter.
    (اين نقاشي توسط يک نقاش بزرگ کشيده شده )

 

ساختار

بطور کلي براي ساخت صيغه مجهول فعل معلوم، فعل to be را به همان زمان فعل معلوم مي‌آوريم و اسم مفعول همان فعل را به آن مي‌افزاييم:

  • معلوم: Somebody cleans this room every day.

  • مجهول: This room is cleaned every day.

  • معلوم: He bought this car last week.

  • مجهول: This car was bought last week.

در جدول زير مي‌توانيد فهرست افعال معلوم و معادل مجهول آنها را ملاحظه کنيد:

 

زمان

معلوم

مجهول

حال ساده

keeps
نگه مي‌دارد

is kept
   نگهداري مي‌شود

حال استمراري

is keeping
دارد نگه مي‌دارد

is being kept
در حال نگهداري شدن است

گذشته ساده

kept
نگه داشت

was kept
نگهداري شد

گذشته استمراري

was keeping
داشت نگه مي‌داشت

was being kept
در حال نگهداري شدن بود

حال کامل

has kept
نگه داشته است

has been kept
نگهداري شده است

گذشته کامل

had kept
نگه داشته بود

had been kept
نگهداري شده بود

آينده

will keep
نگه خواهد داشت

will be kept
نگهداري خواهد شد

شرطي

would keep
نگه مي‌داشت

would be kept
نگهداري مي‌شد

شرطي کامل

would have kept
نگه داشته بودند

would have been kept
نگهداري شده بود

مصدر

to keep
نگه داشتن

to be kept
نگهداري شدن

مصدر حال کامل

to have kept
نگه داشتن

to have been kept
نگهداري شدن

وجه مصدري اسم مصدر

keeping
نگهداري

being kept
نگهداري شدن

منبع جدول: کتاب آموزش و خودآموز گرامر انگليسي آکسفورد، ترجمه حسن اشرف‌الکتابي



مطالب مرتبط :
(the passive voice)
افعال مجهول (the passive voice)
(the passive voice)

برچسبها : the - passive - voice
نوشته شده توسط در یکشنبه 15 فروردین 1389 ساعت 00:23
ضماير | ضماير (فاعلي، مفعولي،...)

ضماير (فاعلي، مفعولي، ملکي، انعکاسي و...)

ضمير کلمه‌اي دستوري يا گرامري است که جانشين يک اسم يا عبارت اسمي مي‌شود. ضميرها انواع مختلفي دارند که مهمترين آنها عبارتند از: ضماير فاعلي، مفعولي، ملکي، انعکاسي، اشاره‌اي، نامعين، نسبي و سؤالي که از اين ميان ضماير فاعلي، مفعولي ملکي و انعکاسي جزو ضماير شخصي به حساب مي‌آيند.

  • ضماير فاعلي

  • ضماير مفعولي

  • ضماير ملكي و صفات ملكي

  • ضماير انعكاسي

  • ضماير ديگر


 

ضماير فاعلي

 

جمع

مفرد

 

we I

اول شخص

you you

دوم شخص

they

he, she, it

سوم شخص

 

 

 

 

1- همه ضماير شخصي (فاعلي، مفعولي و...) به استثناء it در مورد انسان به کار گرفته مي‌شوند. (they هم مي‌تواند به انسان و هم به اشياء اشاره کند.)

2- ضمير I هميشه بصورت بزرگ نوشته مي‌شود، حتي اگر در وسط يک جمله بکار گرفته شود:

  • Am I right?

 

ضماير مفعولي

فاعل مفعول

I

me

you

you

he

him

she

her

it

it

we

us

they

them

اگر چه اين ضماير را ضماير مفعولي مي‌ناميم، اما آنها به جز در جاي مفعول در هر جاي ديگري هم مي‌توانند قرار بگيرند، مثلاً بعد از فعل يا بعد از يک حرف اضافه:

  • Our teacher was angry with us. (معلممان از دست ما عصباني بود.)

  • Give me a ring tomorrow. (فردا به من زنگ بزن.)

  • When he comes in, please tell him I phoned.
    (هر وقت آمد، لطفاً به او بگوييد که من زنگ زدم.)

  • I'm older than you. (من از تو بزرگترم.)

  • 'I'm hungry.'  'Me too.' («من گرسنه‌ام.»  «من هم همينطور.»)

 

 

 

هنگاميکه از ضماير شخصي به همراه and استفاده مي‌کنيم، مؤدبانه‌تر اين است که ضماير I و we را بعد از اسامي و ضماير ديگر بکار ببريم:

you and I,  my father and I,  them and us

همچنين you را بايد قبل از اسامي و ضماير ديگر به کار برد:

you and your wife,  you and her

 

ضماير ملكي و صفات ملكي

ضماير ملكي و صفات ملكي نشان مي‌دهند که چه چيزي به چه کسي تعلق دارد.

    (I)

(you)

(he) (she) (it) (we) (they)

صفات ملکي

my your his her its our their

ضماير ملکي

mine yours his hers - ours theirs

 

توجه داشته باشيد که صفات ملکي هميشه قبل از يک اسم مي‌آيند (به همين دليل صفت ناميده مي‌شوند) ولي ضمير ملکي جانشين صفت ملکي+اسم مي‌شود و مي‌تواند به تنهايي به عنوان فاعل، مفعول و ... قرار بگيرد (به همين دليل ضمير ناميده مي‌شود).

چند مثال:

  • This is my book. (اين كتاب من است.)
    This book is mine. (اين کتاب مال من است.)

  • This is her purse. (اين کيف اوست.)
    This is hers. (اين مال اوست.)

  • Are those your pens? No, these are his. (ضمير ملکي)

 

ضماير انعکاسي

کلماتي که به -self و -selves ختم مي‌شوند ضماير انعکاسي ناميده مي‌شوند و عبارتند از:

جمع (-selves)

ourselves

خودمان

yourselves

خودتان

themselves

خودشان

مفرد (-self)

myself

خودم

yourself

خودت

himself

خودش (مذکر)

herself

خودش (مؤنث)

itself

خودش (اشياء)

توجه داشته باشيد که در ضماير انعکاسي عمل به فاعل جمله برمي‌گردد و در واقع مفعول همان فاعل است:

  • He cut himself. (خودش را زخمي کرد.)

  • You should be ashamed of yourself. (بايد از خودت خجالت بکشي.)

  • Help yourselves. (از خودتان پذيرايي کنيد. )

  • We blame ourselves.  (ما خودمان را مقصر مي‌دانيم.)

استفاده از ضماير انعکاسي براي تأکيد

از ضماير انعکاسي مي‌توان براي تأکيد روي يک اسم، ضمير يا عبارت اسمي استفاده کرد که در اين حالت بعد از آنها در جمله قرار مي‌گيرند:

  • I can do it myself. (من خودم مي‌توانم اين کار را انجام دهم.)

  • We can repair the roof ourselves. (ما مي‌توانيم خودمان سقف را تعمير کنيم.)

  • The film itself wasn't very good but I liked the music.
     (خود فيلم خيلي خوب نبود ولي از موسيقي آن خوشم آمد.)

 

ضماير ديگر

1- ضماير اشاره‌اي، شامل: these، that، this و those.

مثال:

  • Is this your T-shirt?

 

2- ضماير نسبي، شامل: when ،whom ،whose ،who ،that ،which و where.

مثال:

  • The school that I went to is in the centre of the city.

 

3- ضماير پرسشي، شامل: when، where، why، what، who و whatever.

مثال:

  • What time is it?

 

4- ضماير دوطرفه، شامل each other و one another:

مثال:

  • They love each other.

 

5- ضماير نامعين، شامل none، nobody، nothing، someone، somebody، something، anyone، anybody، anything و no one:

مثال:

  • Nobody knew what to do.



برچسبها : ضمایر
نوشته شده توسط در یکشنبه 15 فروردین 1389 ساعت 00:22
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]  [5]  [6]  [7]  [8]  [9]  [10]  
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي
ليست برچسبهاي وبلاگ
فرایند - نکات - کتاب - شیعی - عید - کنار - مهیج - صفات - آینده - ایجاد - امردادگان - ویندو - جنگ - voice - سوالات - نمایش - لغتنامه - tags - جستجوگری - زرتشت - اسلامی - سده - ساعت - جشن - ترین - حروف - نما - زمان‌های - سازان - سیزده - چیست - جوانان - نامه - زمانهای - سپندارمذگان - بزرگ - افعال - بیستون - ایران - سین - جامع - یاهو - گرانیک - سوری - حال - معارف - چست - فوقالعاده - تعریف - صفحه - بی‌قاعده - بزرگترین - دیگان - نوکیا - گردم - دانستنی - نوروز - وصیت - برش - مهرگان - موبایل - passive - استفتاءات - آذرگان - اینترنت - اشو - ساله - دیکشنری - انگلیسی - وزیبا - احکام - تقییر - دگرگونی - هفت - ریشه‌ها - زمان - الکترونیکی - گناه - عاشقانه - آیین‌ها - کامل - شهریورگان - برای - عزیزان - شما - دلخواه - داریوش - همراه - تحت - زندگی - زردشت - آهنگ - پیغام - ضمایر - نرم - بازی - ویندوز - مجهول - لغت - قبله - هزار - نمونه - ترفند - پوشه - نامریی - شروع - حقه - زدن - سوم - the - speech - سخنی - اسکندر - question - 000 - آبانگان - بهمنگان - افزار - زایش - گره - سبزه - اول - تاریخ - گوشی - کلمه - جهت - تعداد - نخستین - reported - گذشته - دنبال - هخامنشی - کنم - چهارشنبه - قویترین - ستون - تیرگان - مربوط - آیا - میدانستید - شرطی - فرمت - فارسی - هنگام - خانواده - جملات - یلدا - قیدها - کمکی - کتیبه - عشق - زنگ - زیادی - جاوا - این - های